مطالب و موضوعات خواندنی و احساسی و شاد واسه افراد مختلف در موقعیت های مختلف
شبی از پشت یک تاریکی غمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفری صدا کردم. تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم . پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهاییم روئید با حسرت جدا کردم . مادري دارم آرام مــــادر به سلامتی مادرم که به خاطرم شکمش و بزرگ کرد ، به خاطر اون که خط چشمش و با عینک عوض کرد ، به خاطر اون که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در کنار من عوض کرد ، پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد. بخاطر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد خواستم بر غم بتازم فرصتي پيدا نكردم فرصتي آمد به دستم مهلتي پيدا نكردم خواستم در خلوتي با محرمي رازي بگويم هم كلامي محرمي هم صحبتي پيدا نكردم خداوند به فرشتگانش گفت: می خواهم نامی برای زن بگذارم ! سپس کمی مکث کرد و گفت: اول نامش ((م)) است آنجا که مهربانی متولد می شود. دوم نامش((الف)) است آنجا که ایمان آغاز می شود. سوم نامش ((د)) آنجا که درد همراهش می شود. چهارم نامش((ر)) آنجا که رنج شاگردش می شود. اینک حاصل هماغوشی ((مهربانی))((ایمان))((درد))((رنج)) می شود: "مادر" آری او را مادر می نامم به پاس تحمل تمامی رنجهایش و سکوت صبوریهایش بهشت را در زیر پایش می نهم. چقدر سخته وقتي كه دلت ميخواد سرت رو به ديواري تكيه بدي باز همون ديواري باشه كه يك بار زيرآوار غرورش له شدي...! چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي نتوني بگي جز سلام...! چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هات رو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوستش داري...! چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوزم دوستش داري...! چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني و اون وقت آروم زير لب بگي گل من باغچه نو مبارك...! مرا اینگونه باور کن ٫ کمی تنها کمی بیکس ٫ کمی از یادها رفته ٫ خدا هم ترک ما کرده ٫ خدا دیگر کجا رفته؟ نمیدانم مرا ایا گناهی هست ؟؟ هيچكس اشكي براي ما نريخت هركه باما بود از غمها گريخت چندروزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و ان پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل امد كه حالم را گرفت: (ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود انچه مي پنداشتيم) ختری با مادرش در رختخواب درددل می کرد با چشمی پر آب گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟ روی دستت باد کردم مادرم! سن من از بیست وشش افزون شد دل میان سینه غرق خون شد هیچ کس مجنون این لیلا نشد شوهری از بهر من پیدا نشد غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته! مادرش چون حرف دختش را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت: دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود غصه ها را از وجودت دور کن این همه شوهر یکی را تور کن! گفت دختر مادر محبوب من! ای رفیق مهربان و خوب من! گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و با وقارم هر کجا کی نگاهی می کنم بر یک پسر مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟ غیر از آن روزی که گشتم همسفر با سعیدویاسر وایضا صفر با سه تاشان رفته بودم سینما بگذریم از مابقی ماجرا! یک سری هم صحبت صادق شدم او خرم کرد آخرش عاشق شدم یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید مصطفای حاج علی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد بله بعد جعفر یار من عباس بود البته وسواسی وحساس بود بعد ازآن وسواسی پر ادعا شد رفیقم خان داداش المیرا بعد او هم عاشق مانی شدم بعد مانی عاشق هانی شدم بعدهانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم مادرش آمد میان حرف او گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو! گرچه من هم در زمان دختری روز و شب بودم به فکر شوهری لیک جز آن که تو را باشد پدر دل نمی دادم به هرکس اینقدر خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی واقعا که پوز مادر را زدی امیدوارم تا اینجا از مطالب و جک هام خوشتون اومده باشه . اگه تکراری بودن ببخشید دیگه . سعی می کنم جدیدترین ها رو براتون بزارم . البته جک ها و مطلاب زیاده واسه گذاشتن تو وبلاگ ولی می خوام کمیاب ترین و بهترین ها رو تو وبلاگم بزارم . نظر هم یادتون نره تف به این زندگی ، تف به این عشق ، تف به انتظار ، تف به نامردی ، تف به جدایی ، تف برسون تفم تموم شد..... آرزوی دختران مجرد : از بچگی به ما آموختن آن مرد آمد ، آن مرد با اسب سفید آمد . ما ترشیدیم آن مرتیکه با الاق هم نیومد.... مگسه داشته گه می خورده یه دفعه بالا میاره بهش می گن چی شده ؟؟ می گه توش مو بود تعریف تک زنگ : احوال پرسی دو گدا از هم یه یارو هر شب خواب میدیده که داره فوتبا بازی میکنه . دیگه خسته شده بود از دست این خوابا . می ره دکتر و می گه آقای دکتر من هرشب خواب فوتبال میبینم . می تونین یا دارو بدین که دیگه این خوابا رو نبینم . دکترم یه قرص می نویسه می گه از امشب بخور دیگه این خواب هارو نمی بینی . یارو می گه نمی شه از فرداش شب بخورم ؟؟ دکتر میگه چرا ؟؟ می گه اخه امشب فیناله .. یه یارو می ره دکتر میگه آقای دکتر چرا هیچ کس منو تحویل نمی گیره ؟؟؟؟ آقای دکتر میگه نفر بعدی لطفا ... غضنفر کیست : فردی است که به شدت در مقابل فهمیدن مقاومت می کند.. مامانه به بچه هه میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی! بچه هه میگه آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود چه وقت زنان خدا را شکر می کنند؟ زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!! زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر…
من جز یک چیز ، چیز دیگری نمی دانم و آن این است که چیزی نمی دانم ( سقراط )
ترس از عشق ترس از زندگی است و آنان که از عشق دوری می کنند مردگانی بیش نیستند ( برتراند راسل )
برای کسی که آهسته و پیوسته قدم بر می دارید هیچ راهی دور نیست ( لابریو )
همیشه تصور کنید که در دنیای شیشه ای زندگی می کنید . پس مراقب باشید به طرف کسی سنگ نیندازید که اول دنیای خودتان را می شکنید ( توماس مان )
اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما می شد ، سعی و عمل دیگر معنایی نداشت ( موریس مترلینگ )
هرگز درباره چیز نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام ( دی سلز )
هر روز صبح در جنگل آهویی از خواب بیدار می شود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که می داند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند ، مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش ( نلسون ماندلا)
تا چیز از دست ندهی ، چیزی را به دست نخواهی آورد ، این یک هنجار همیشگی است ( ارد بزرگ )
کسی که از شکست می ترسد حتما شکست خواهد خورد ( ناپلئون بناپارت )
اگر حسادت ویژگی های سوختن را داشت ، نیاز به هیچ سوخت دیگری نبود
دنیا به تلاش پاداش می دهد نه به بهانه ( اندرو متیوس )
هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست ( وین دایر )
خداوند رو خطوط کج و معوج ، راست و مستقیم می نویسد
امیدوارم از مطالبی که براتو می زارم خوشتون بیاد . سعی می کنم بهترین مطالب و بزارم و از گذاشتن جک و ها و مطالب قومی خودداری کنم . پست هام تو همه زمینه هاست . یه روز جک یه روز پست عشقولانه یه روز احساسی و مطلابی از بزرگانمون. خلاصه شاید شما تو هر کدوم از این موقعیت ها قرار بگیرید . شاید یه روز خوشحال باشین و فقط می خواین جک گوش بدین . یه روز ناراحت یا رنجیده اید دنبال پیام های احساسی می گردید یا شاید دنبال پیام هایی می گردید واسه دلداری دادن دوستاتون باشه .خلاصه امیدوارم تو این وبلاگ به خواسستون برسید. نظر هم یادتون نره . 

![]()
![]()

![]()

![]()


سلام به همه ی خوانندگان و دوستان عزیزم امیدوارم که از این مطالب خوشتون اومده باشه . حالا از حال و هوای احساسی بودن و عشقی بودن میایم بیرون و می ریم طرف و جک و خنده که یه کم شاد باشیم . 






![]()

![]()


![]()

![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()


![]()
![]()
![]()


:ادامه مطلب:![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()

![]()

![]()
اید سکه بیندازیم، اگر شیر آمد: تردید نکن که دوستت دارم، اگر خط آمد: مطمئن باش دوستدارت هستم، صبر کن سکه بیندازیم، اگر دوستت نداشتم، آن وقت برو.
مانند آسمان بخشنده ومانند زمين افتاده باش ، رمز زندگي همين است
نظر یادتون نره لطفا مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1390ساعت
15:24 توسط نیما باقری| |
امیدوارم از مطالب وبلاگم خوشتون اومده باشه و اون چیزی که می خواستین و پیدا کرده باشین .
نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1390ساعت
15:17 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت
19:57 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت
16:36 توسط نیما باقری| |
دوستان گلم اگه تکرار بود ببخشید دیگه آخه شما مثل من انقدر دنبال این جک ها رفتین که واستون تکراری شده . شرمنده دیگه سعی می کنم جدیدترین ها و کم یاب ترین ها رو بزارم . خودتونم می دونین که جک فراوونه ولی خب من نمی خوام جک های قومی رو بزارم یا اگه از دستم در رفت گذاشتم ببخشید دیگه هیچ منظوری ندارم . اگه جک هام خنده هم نداشت الکی بخندید دیگه . چرا می شه الکی خندید سعی کن سعی کن دیدی شد . مرسی از اینکه به وبلاگم سرزدین . ممنون . نظر هم یادتون نـــــــــــــــــــــره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه .
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت
12:19 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت
11:55 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
21:56 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
20:13 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
20:2 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
16:48 توسط نیما باقری| |
دختر جوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد. پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون: « لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که در این مدت ده بار به توخیانت کرده ام!!! و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست» باعشق : روبرت دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد، ازهمه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از نامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی... خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکس ها راکه کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون: «روبرت، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان.....»
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
16:13 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
15:56 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
15:54 توسط نیما باقری| |
چند نکته در مورد مردها :1- ( سانسور شد ) 2-در عروسي ميتونيد لباسي رو که بارها به تن کرديد رو دوباره بپوشيد 3-ميتونيد هر صد سال يه بار هم موهاتون رو شونه نکنيد و بعد بگيد مد روزه........
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
15:50 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
15:38 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
15:19 توسط نیما باقری| |
ایستاده مردن بهتر از زانو مردن است ( البر کامبو)
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
13:50 توسط نیما باقری| |
نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت
13:20 توسط نیما باقری| |










